خرید بک لینک

وای چشمتونروز بد نبینه

یه خانم تو روبرومنشسته بود توی دفتر

بعد از ولی فضولی درباره اینکه مجردم یا متاهل و این چرت و پرتا

یدفعه دیدم ساکت شده نگاش کردم

چشمت روز بد نبینهههههه

دیدم داره با مداد نوکی من چرکای زیر ناخنش رد در میاره

برچسب: نویسنده: سجاد نظری تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1402 ساعت: 13:38

صفحه بندی